اعتقادی، فرهنگی، مذهبی، دشمن شناسی و سایبری

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
Share


نویسنده :مکبر 1
تاریخ:1393/09/29-06:00

آخرین سخن پیامبر(ص) با فاطمه(س)



آخرین سخن با فاطمه پاره تن خود

علاقه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم به فاطمه زهرا بر هیچ كسى پوشیده نیست.رسول خدا در برابر همسران خود به فاطمه بسیار احترام مى‏گذارد و به یاران خود مى‏فرمود:

«فاطمه پاره تن من است.خشنودى او خشنودى من و خشم او خشم من‏است.» (1)

دیدار زهراى اطهر براى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم بسیار مهم بود.هیچ گاه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم بدون وداع با دخترش مسافرت نمى‏رفت و هنگام مراجعت از سفر قبل از همه به دیدار او مى‏شتافت.

اكنون كه لحظات آخر عمر پیامبر فرا رسیده است و به سفرى مى‏رود كه بازگشت ندارد،و این فكر كه باید از فاطمه علیها السلام پاره تن خود براى همیشه جدا شود این افكار حضرتش را بسیار مى‏آزرد،همچنان كه براى فاطمه علیها السلام چنین بود;از این رو فاطمه علیها السلام در تمام روزهایى كه پدرش در بستر بیمارى بود،در كنار بستر پدر نشسته و لحظه‏اى از او دور نمى‏شد.

 

عایشه مى‏گوید:«ناگهان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به دخترش اشاره كرد كه با او كارى دارد.فاطمه مقدارى خم شد و سر را نزدیك دهان پدر برد.پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به طور آهسته مطالبى را به او گفت.چون سخن پیامبر به پایان رسید،فاطمه علیها السلام سخت گریست و اشك بر دیدگان مباركش جارى گشت.در همین هنگام،پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم بار دیگر آهسته به او سخنانى گفت.این بار فاطمه علیها السلام با چهره‏اى باز و قیافه‏اى خندان سر برداشت.وجود دو حالت متفاوت پس از سخنان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم براى فاطمه علیها السلام،حاضران را به تعجب واداشت.از فاطمه سؤال شد پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم،با او چه گفت.فاطمه علیها السلام پاسخ داد:«ما كنت لافشی سره،راز رسول خدا را فاش نمى‏كنم.»

پس از درگذشت پیامبر عایشه به اصرار از حضرت فاطمه علیها السلام خواست كه پیامبر با او چه گفت.فاطمه علیها السلام فرمود:«پدرم در سخن اول مرا از مرگ خود آگاه نمود و اظهار كرد كه من از این بیمارى بهبودى نخواهم یافت.براى همین بود كه من گریستم.بار دوم به من مژده داد كه تو نخستین كس از اهل بیت هستى كه به من ملحق مى‏شوى.این خبر موجب نشاط و سرور شد.فهمیدم پس از اندكى به پدرم ملحق خواهم شد.» (2) شیخ مفید این حدیث را چنین نقل مى‏كند:«چون پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در حال احتضار و بیهوشى بود و لحظاتى بیشتر به پایان عمرش نمانده بود،فاطمه علیها السلام در كنار بسترش حضور داشت و خیره خیره به صورت پدر نگاه مى‏كرد،و در حالى كه اشك مانند مروارید بر گونه‏هایش مى‏غلتید با قلبى فشرده این شعر را مى‏خواند:

و ابیض یستسقی الغمام بوجهه ثمال الیتامى عصمة للارامل

همانگونه كه مردم از ابر طلب باران مى‏كنند،از چهره سفید و نورانى رسول خدا رحمت مى‏خواهند و براى فریاد رسى یتیمان و پناه بیوه زنان كمك مى‏طلبند.

در این هنگام پیامبر دیدگان خود را گشود و با صداى آهسته‏اى فرمود:«دخترم این شعرى است كه عمویت ابو طالب درباره من سروده است.سزاوار است‏بجاى آن این آیه را بخوانى (و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم على اعقابكم; (3) محمد نیست جز آن كه رسول خدا بوده است او همچون پیامبران قبل كه از دنیا رفته‏اند از دنیا مى‏رود.آیا هر گاه او بمیرد یا كشته شود،شما به حال پیش از اسلام خود بر مى‏گردید؟)

حضرت فاطمه علیها السلام با شنیدن این سخن سخت گریست.در همین هنگام پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم او را به نزد خود خواند.چون نزدیك شد،آهسته با او سخن گفت.پس از سخنان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم صورت مبارك فاطمه علیها السلام از خوشحالى برافروخته شد و لبانش متبسم گشت.در همین حال در حالى كه دست راست على علیه السلام زیر چانه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم بود،حضرت قبض روح شد و جان جانان به عالم جانان پرواز كرد.

پس از درگذشت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم كسى از حضرت فاطمه علیها السلام سؤال كرد:پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم چه رازى را با شما در میان گذاشت كه از اضطراب شما كاسته شد و چهره‏تان برافروخته گشت؟فاطمه علیها السلام پاسخ داد:

«انه خبرنی اننی اول ال بیته لحوقا به،و انه لن تطول المدة بی بعده حتى ادركه،فسرى ذلك عنی;

پدرم به من خبر داد تو نخستین كسى هستى كه به من ملحق خواهى شد،و ماندن تو پس از من بطول نمى‏انجامد،این خبر مرا خوشحال كرده و اندوهم را كاست.» (4)

پى‏نوشتها:

1.ر.ك:به فصل ازدواج در همین كتاب.

2.طبقات ابن سعد،ج 2،ص 247،كامل ابن اثیر،ج 2،ص 9.

3.آل عمران (3) آیه 144.

4.ارشاد مفید،ج 1،ص 186.

مظهر ولایت ص 642

سید اصغر ناظم زاده قمى

 

منبع: امام علی (ع)

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic