تبلیغات
شبکه ی لیان

شبکه ی لیان

اعتقادی، فرهنگی، مذهبی، دشمن شناسی و سایبری


وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِیًّا

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر حضرت علی (علیه السلام) جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) است، چرا نامی از ایشان در قرآن نیامده است؟

این سوال زیاد پرسیده می شود اما باید گفت فرض این سوال از اساس صحیح نبوده و نمی توان گفت که نام ایشان در قرآن نیامده است بلکه طبق راویت حفص از عاصم که قرآن مکتوب مطابق آن نگاشته شده، اندیشمندان شیعه و اهل تسنن یک آیه را روایت کردند که نام حضرت (علیه السلام) در آن عنوان شده است و سوای آن، روایات، روایات متعددی از بزرگانی مانند شیخ صدوق، ابن شهر آشوب و عده کثیر دیگری موجود است که در مقام نظر حکم به این موضوع می کنند. 

کدام آیه است که نام حضرت علی (علیه السلام) در آن ذکر شده است؟

آیه 50 سوره مبارکه مریم:" وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِیًّا؛ و به آنان از رحمت خود [چیزها] بخشیدیم و بر ایشان نامی نیک و آوازه ای بلند بر جای گذاشتیم."

اما ماجرا در این آیه به این ترتیب است که حضرت ابراهیم (علیه السلام) از خداوند لسان صدقی را می خواهد که در آیه 84 سوره شعرا به آن اشاره شده است" وَ اجْعَلْ لِی لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ" و استجابت آن در آیه 50 سوره مریم ذکر می شود. استجابت این دعا نه تنها برای ابراهیم(علیه السلام) بلکه برای اسحاق(علیه السلام) و یعقوب(علیه السلام) و البته به نظر می رسد تمام پیامبران صورت گرفت. اما روایت در این زمینه بسیار است و در منابع شیعه، چهارده روایت، در منابع اهل تسنن یک روایت و در منابع زیدیه یک یا دو روایت پیرموان این موضوع به چشم می خورد.

روایت صحیح السند شیخ صدوق در کمال الدین

حدثنی أبی و محمدُ بن الحسن (رضی الله عنهما) قالا: حدثنا سعدُ بن عبد الله، عن یعقوبَ بن یزید، عن محمدِ بن أبی عُمَیر، عن هِشام بن سالم، عن أبی بصیر، عن أبی عبد الله (علیه السلام)، قال: ... ثم غاب إبراهیم علیه السلام الغیبة الثانیة حین نفاه الطاغوت عن مصر فقال: (وأعتزلکم وما تدعون من دون الله وأدعوا ربی عسى ألّا أکون بدعاء ربی شقیا) فقال الله تقدس ذکره بعد ذلک - (فلما اعتزلهم وما یعبدون من دون الله وهبنا له إسحق ویعقوب وکلا جعلنا نبیا ووهبنا لهم من رحمتنا وجعلنا لهم لسان صدق علیا[مریم/49و50]) - یعنی به علی ابن أبی طالب علیه السلام لأن إبراهیم علیه السلام کان قد دعا الله عز وجل أن یجعل له (لسان صدق فی الآخرین[الشعراء/84]) فجعل الله عز وجل له ولإسحاق ویعقوب (لسان صدق علیا) یعنی به علیا علیه السلام.

ترجمه: پس از آنکه ابراهیم(علیه السلام) برای دومین بار از مصر خارج شد و غیبت نمود، گفت:«و از شما و [از] آنچه غیر از خدا مى‏خوانید، کناره مى‏گیرم و پروردگارم را مى‏خوانم. امیدوارم که در خواندن پروردگارم ناامید نباشم.» (مریم/48)

پس خداوند بعد از این دعای ابراهیم(علیه السلام) فرمود: «و چون از آنان و [از] آنچه به جاى خدا مى‏پرستیدند، کناره گرفت، اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و هر کدام را پیامبر گردانیدیم. (مریم/49) و از جانب رحمتان بدانها بخشیدیم و برای ایشان لسان صدقی قرار دادیم که علی(علیه السلام) است.» [حضرت صادق(علیه السلام) پس از عبارت (وجعلنا لهم لسان صدق علیّاً) فرمودند:«یعنی به علیاً علیه السلام.»

[و این جمله بدین معناست که] یعنی خداوند از آن لفظِ (علیّاً) علی(علیه السلام) را قصد کرده است. زیرا ابراهیم(علیه السلام) از خداوند خواسته بود که برای او در میان آیندگان زبان راستینی قرار دهد. پس خداوند عزوجل برای او و اسحاق و یعقوب لسان صدقی را قرار داد که «علی» است، یعنی علی بن ابیطالب علیه السلام است.

روایت صحیح السندِ علی بن ابراهیم در تفسیر قمی

علی بن ابراهیم قمی در تفسیر «القمی» روایتی را از امام حسن عسگری(علیه السلام) نقل می کند:"وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِیًّا یعنی أمیرالمؤمنین علیه­السلام.
حدّثنی بذلک أبی عن الحسن بن علی العسکری ‏علیه­السلام(1)

در  منابع اهل سنت

حاکم حسکانی از مفسران بنام اهل تسنن در کتاب «شواهد التنزیل لقواعد التفضیل» حدیثی را ذکر می کند که به نوعی به شأن نزول این آیه اشاره دارد:

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: آن شب که مرا به معراج بردند، جبرئیل مرا با بال راست خود حمل کرد به من گفته شد که چه کسى را جانشین خود براى اهل زمین قرار دادى؟ گفتم: بهترین اهل آن على بن ابى طالب (علیه السلام) برادرم و دوستم و دامادم و پسر عمویم را. گفته شد: اى محمد (صلی الله علیه و آله)! آیا او را دوست دارى؟ گفتم: آرى اى پروردگار جهانیان.


ادامه مطلب

وارث: خود کامگی و غرور، خلیفه اموی "هشام بن عبدالملک " را وا داشت که امام محمد باقر ـ علیه‎السّلام ـ پیشوای پنجم شیعیان را از مدینه به شام تبعید کند.

امام باقر ـ علیه‎السّلام ـ در مدت اقامت خود در شام با مردم آنجا رفت وآمد داشت، روزی دید گروهی از نصاری به سوی کوهی که در شام بود می‎روند، حضرت از همراهان پرسید: "آیا امروز نصاری عیدی دارند که این طور با ازدحام به جانب کوه رهسپارند؟ "

در پاسخ گفتند: "خیر امروز عید نصاری نیست بلکه یکی از دانشمندان نصاری در آن کوه منزل دارد؛ مسیحیان می‎گویند او زمان حواریون (شاگردان حضرت عیسی ـ علیه‎السّلام ـ) را درک کرده است و هر سال در چنین روزی به دیدار آن عالم می‎روند ومسائل خود را از او می‎پرسند. "

حضرت به همراهانش فرمود: "بیائید ما هم به همراه آنان نزد آن عالم برویم. "

آنها اطاعت کردند و به همراهی امام باقر ـ علیه‎السّلام ـ به طرف منزل او حرکت کردند.

او در درون غاری سکونت داشت؛ نصاری، فرشی را به درون غار برده او را بیرون آورده و بر روی تختی نشانیدند، در حالتی که بسیار پیر و سالخورده بود و از شدت پیری ابروهایش بروی چشمانش افتاده بود، پس ابروهایش را با حریر زردی به سرش بسته بودند.

حضرت و سایر مردم به گرد او حلقه زدند، وقتی که آن عالم چشم باز کرد مجذوب و متوجه امام باقر ـ علیه‎السّلام ـ شد؛ رو به حضرت کرد و گفت: "آیا شما از نصاری هستید یا از امّت مرحومه (اسلام) می‎باشید؟ "

امام ـ علیه‎السّلام ـ : "از امّت مرحومه و جزو مسلمانان می‎باشم. "
عالم: "آیا از دانشمندان هستی یا از نادانان. "
امام ـ علیه‎السّلام ـ : "از نادانان نیستم. "
عالم: "شما سؤال می‎کنید یا من سؤال کنم؟ "
امام ـ علیه‎السّلام‎ ـ‎: "هر چه خواهی بپرس من آماده جوابم. "

آن عالم پیر نصرانی، رو به نصاری کرد و گفت: "این مرد از امّت محمد ـ صلی‎الله علیه و آله ـ است و ادعای دانش دارد و می‎گوید: آنچه می‎‎خواهی سؤال کن، من آماده جوابم، الحال سزاوار است که چند مسئله از او بپرسم. "

آنگاه رو به حضرت کرده و چنین سؤال کرد:
"خبر بده مرا از ساعتی که نه شب است و نه روز، آن چه ساعتی است؟ "
امام ـ علیه‎السّلام ـ: "آن ساعت، از طلوع فجر تا طلوع خورشید است. "

عالم: "آن ساعت که نه از شب است و نه از روز، پس از چه ساعت‌هایی است. "
امام ـ علیه‎السّلام ـ: "آن ساعت از ساعات بهشت است، لذا در آن ساعت بیماران به هوش می‎آیند و دردها ساکن می‎شوند و کسی که شب را نخوابیده در این ساعت به خواب می‎رود و خداوند این ساعت را در دنیا موجب علاقه کسانی که به آخرت رغبت دارند گردانیده و از برای عمل کنندگان آخرت دلیلی واضح ساخته و برای منکرین آخرت حجتی گردانیده است. "

عالم: "درست گفتی اینک باز من سؤالی کنم یا تو سؤال می‎کنی؟ "
امام ـ علیه‎السّلام ـ: "آنچه می‎خواهی سؤال کن. "

عالم رو به نصاری کرد و گفت: "این شخص (امام باقر ـ علیه‎السّلام ـ) بر مسائل بسیاری واقف است و سپس رو به امام کرد و پرسید:
"خبر بده مرا از ساکنین بهشت که چگونه غذا می‎خورند و می‎آشامند ولی تخلیه ندارند، (هرگز به مستراح نمی‎روند) آیا نظیرش در دنیا و جود دارد؟ "
امام ـ علیه‎السّلام ـ: "مَثَل آنها بسان "جنین " است که در شکم مادر می‎خورد ولی بول و غائط از او جدا نمی‎شود. "

عالم: "کاملاً درست گفتی ولی باز من سؤال کنم یا تو سؤال می‎کنی؟ "
امام ـ علیه‎السّلام ـ: "سؤال کن آنچه را می‎خواهی. "

عالم: "خبر دهید مرا از آنچه مشهور است که میوه‎های بهشت کم نمی‎شود و هر مقدار که از آنها خورده شود، باز به حالت اول خود باقی است، آیا در دنیا هم نظیری دارد؟ "
امام ـ علیه‎السّلام ـ: "نظیرش در دنیا شمع افروخته یا چراغ است که اگر صد هزار چراغ از او روشن کنند نورش کم نمی‎شود و به حالت خود باقی است. "


ادامه مطلب

http://s5.picofile.com/file/8143567868/_2_20111019_1888643279.jpg



حضرت امام محمد باقر(ع) در حدیثی صفات و ویژگی‌هایی را که یک شیعه راستین باید داشته باشد، برای جابر انصاری مطرح فرمودند.

هفتم ذی‌الحجه، مصادف است با سالروز شهادت امام محمد باقر علیه‌السلام. آیت‌الله حاج شیخ محمدحسین مظفر در کتاب «تاریخ الشیعة» می‌گوید: شیعه در زمان حضرت باقر(ع) از ناحیه بنى امیه در تنگى و ضیق شدید به مثابه ضیق و تنگنایى که پیش از عصر آن حضرت در آن بوده‏ اند، نبود.

در زمان حضرت کاروان‌ها به سوى وى براى سیراب شدن و نوشیدن از آبشخورهاى دانش و معارف او از نقاط بعیده به راه می افتاد. در عصر وى روایت و راویان از او بسیار شدند، و روایت و حدیث از او به مقدار معتنابهى از آباء گرامى سابقش فزونى گرفت. حدیث باقرى در هر قطرى از اقطار منتشر شد تا جایى که جابر جُعْفى که از موثّقان راویان و أعاظم ناقلین احادیث است تنها از او هفتاد هزار حدیث نقل کرده است.

جابر از حاملان علوم اهل‌بیت بوده است «وَ عِلْمُهُمْ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَحْتَمِلُهُ إلَّا نَبِىٌّ أوْ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أوْ مُؤمِنٌ امْتَحَنَ اللهُ قَلْبَهُ لِلإیمَان».  صَعْب به حیوان سرکش و شموس گویند که کسى نمى‏تواند بر آن سوار شود در مقابل ذلول که مراد از آن حیوان رام است و مُسْتَصْعب حیوانى را گویند که چون آن را ببینند از آن فرار کنند از شدت حدت و بیم گزند آن. و معنى حدیث این طور مى‏شود: به درستى که حدیث ما سخت و مشکل و غیر قابل دسترس، انگاشته شده است به طورى که هیچ کس نمى‏تواند آن را متحمل شود و بردارد مگر آنکه فرشته مقربى، پیامبر مرسلى و یا بنده مؤمنى که خداوند قلب او را به تحمل ایمان آزمایش کرده باشد.

در حدیثى که از جابر روایت است وى گوید: عِنْدِى خَمْسُونَ ألْفَ حَدِیثٍ، مَا حَدَّثْتُ مِنْهَا شَیْئاً. کُلُّهَا عَنِ النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله مِنْ طَرِیقِ أهْلِ الْبَیْتِ؛ نزد من پنجاه هزار حدیث موجود است که من یکى از آنها را هم بیان ننموده ‏ام. همه آن احادیث از پیغمبر اکرم و به واسطه اهل بیت است.»


ادامه مطلب

[]


http://www.aura4you.com/images/download_icon.gif


[]


http://www.aura4you.com/images/download_icon.gif


[]


http://www.aura4you.com/images/download_icon.gif